تبليغاتX
ایران ما ایران آزاد

جمعه 29 خرداد1388

نامه سرگشاده هاشمي رفسنجاني به رهبری

نامه سرگشاده هاشمي رفسنجاني به رهبری
اكنون كه امام راحل (ره) آن پير فرزانه و حلّال مشكلات و ملجاء همه و يار صبور و ديرينه هر دوي ما آيت‌الله شهيد مظلوم دكتر بهشتي و بسياري از همسنگران قديم كه يا به فيض عظماي شهادت رسيدند و يا به ديار باقي شتافتند ؛ در بين ما حضور ندارند، شما مانده‌ايد و من ..از جناب‌عالي با توجه به مقام و مسئوليت و شخصيتتان انتظار است.
آيت‌الله هاشمي رفسنجاني طي نامه‌اي خطاب به مقام معظم رهبري خواستار رسيدگي به اتهامات وارده به خود، زيرسؤال بردن تصميمات بنيانگذار انقلاب اسلامي و رهبري نظام شد.

به دنبال اتهامات اظهار شده دكتر محمود احمدي‌نژاد درباره بسياري از بزرگان كشور از جمله آيت‌الله هاشمي رفسنجاني، مبارز نستوه انقلاب از سال 42تا 57، عضو كميته حل مشكلات سوخت مردم در زمستان 57 براي مذاكره با اعتصابيون شركت نفت آبادان، عضو هيات حل مشكلات كردستان در سال 58، عضو شوراي انقلاب، سرپرست وزارت كشور در دولت موقت، رئيس مجلس شوراي اسلامي از سال 60 تا 68، فرمانده هشت سال دفاع مقدس، رئيس‌جمهوري ايران از سال 68 تا 76، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و رئيس مجلس خبرگان رهبري، بسياري از مردم شريف ايران در سراسر كشور به انحاي مختلف خواستار پاسخ آيت‌الله هاشمي رفسنجاني به اتهامات و دفاع از دستاوردهاي ارزشمند نظام اسلامي شدند و دفتر ايشان نيز در اولين فرصت از صدا و سيما خواستار وقتي براي پاسخگويي شد، اما صدا و سيما انجام اين مهم را به بعد از برگزاري انتخابات موكول كرد كه عملاَ تاثيري نخواهد داشت.

از آنجايي كه طي روزهاي اخير موج اعتراض‌هاي مردمي از اقصي نقاط كشور براي علت عدم پاسخ به اين اتهامات افزايش يافته و به خاطر اينكه موج‌سواران بيش از اين با احساسات پاك و صادقانه مردم بازي نكنند، آيت‌الله هاشمي رفسنجاني تصميم گرفتند پاسخ به اتهامات رئيس‌جمهور را به مقام معظم رهبري و از طريق معظم‌له به مردم شريف ايران بدهند تا حداقل تاريخ انقلاب اسلامي در آينده‌هاي دور اين تجربه تاريخي را در اختيار نسل‌هاي متمادي ايران عزيز قرار دهد كه نگذارند پديده زشت دروغ، افترا و تهمت در اين كشور نهادينه شود.

متن کامل پيام بدين‌شرح است:

بسم‌الله الرحمن الرحيم
مقام معظم رهبري آيت‌الله خامنه‌اي زيده عزّه
متأسفانه اظهارات عاري از حقيقت و غيرمسئولانه آقاي احمدي‌نژاد در جريان مناظره با مهندس موسوي و مقدمه‌چيني‌هاي قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهك‌‌هاي ضدانقلاب در سالهاي اول بعد از پيروزي انقلاب و نيز تهمت‌زدن‌ها در انتخابات 84 و انتخابات مجلس ششم ولجن‌‌پراكني‌هاي باند پاليزدار كه در دادگاه محكوم شده را به نمايش گذاشت و از آنجا كه بخشي از اين اظهارات قبلاً در رسانه‌هاي دولتي و آتش تهيه آن در سخنراني مشهد مقدس مطرح شده، ادعاي اينكه مطالب او تحت تأثير فضاي مناظره گفته شده و فاقد برنامه‌ريزي قبلي است، پذيرفتني نيست و گويا براي تحت‌الشعاع قرادادن گزارشهاي مستند و مكرر ديوان محاسبات در خصوص مفقودالاثر بودن يك ميليارد دلار و ارتكاب چند هزار تخلّف در اجراي بودجه‌ها مي‌باشد و شايد هم رقيب اصلي خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامي مي‌داند.

ده‌ها ميليون نفر در داخل و خارج ناظر دروغ‌پردازي‌ها و خلافگويي‌هايي بودند كه برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلامي‌مان را نشانه گرفته بود.

زير سوال بردن تصميمات بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و تلاشهاي امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانيت عظيم‌القدر كه در نيم قرن گذشته با مجاهدت‌هاي خويش توانستند بناي باشكوه نظام اسلامي را ايجاد و مستقر و بالنده كنند، از اين بدتر نمي‌شد. دوران مشعشعي كه خود شما پشت سر امام(ره) در قامت مجاهد پيشتاز، رئيس‌جمهور و نهايتاً رهبري نظام نقش و مسئوليت‌هاي ممتازي به عهده داشته‌ايد.

نقطه قابل توجه دراين تهمت‌ها اين است كه غيرمستقيم، مقام ولايت در زمان رهبري امام راحل و جناب‌عالي كه هادي دولت‌ها بوده‌ايد و با اظهارات صريح، مديريت‌ها را مورد تأييد و تحسين قرارداده‌ايد، نشانه گرفته است.

* * *

بعد از جريان شوم 14 اسفندماه 1359 با ارشاد امام و بنيان‌گذار جمهوري اسلامي، شهيد مظلوم دكتر بهشتي و جناب‌عالي و اينجانب كه در شعارهاي مردمي به عنوان «سه ياور خميني» شناخته شده بوديم، با همراهي نيروهاي انقلابي و بخصوص نمايندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوري اسلامي توانستيم در جهت زدودن غبارهاي ابهامات و سم‌پاشي‌ها اقدامات مؤثري انجام دهيم و امام راحل درد آشنا با تشكيل گروه حقيقت‌ياب و داور، بخشي از حقايق را آشكار ‌كردند. نتايج آن، آگاهي بيشتر مردم و رسوايي فتنه‌گران و در نهايت نجات كشور از خطري بود كه دشمنان استكباري و ضد انقلاب طراحي كرده بودند.

البته اينجانب قصد ندارم كه دولت موجود را مثل دولت بني‌صدر معرفي كنم و يا سرنوشتي شبيه آن دولت را براي اين دولت بخواهم، بلكه مقصود اين است كه بايد مانع گرفتار شدن كشور به سرنوشت آن روزگار شد.

* * *

اينجانب براي پرهيز از آلوده‌شدن فضاي سياسي كشور در آستانه انتخابات به تشنجات بيشتر، از عكس‌العمل فوري كه مورد انتظار ملت است، خودداري كردم.

در مراسم بزرگداشت سالگرد امام(ره) به آقاي احمدي‌نژاد گفتم كه در اظهارات او خلاف‌گويي‌‌هاي فراواني وجود داشته و ادعاي كذب تماس تلفني من با يكي از سران عرب و ادعاي كارگرداني مبارزات انتخاباتي رقبا و اتهامات ناروا به جمعي از بزرگان نظام، از جمله جناب آقاي ناطق نوري و فرزندان من و بدتر از همه زيرسوال بردن اقدامات امام راحل را يادآوري و پيشنهاد كردم با صراحت اتهام‌هاي نادرست را پس بگيرد كه نيازي به اقدامات قانوني افراد و خانواده‌هايي كه ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تيرهاي ناسزاگويي قرار گرفته‌اند، نباشد.

از صدا و سيما هم خواسته شد كه فرصتي در اختيار طرفهاي ذيحق براساس مقررات سازمان قرار دهد كه از خود دفاع نمايند. گرچه در گذشته به بخشي از اين اتهامات پاسخ داده شده و رئيس قوه قضاييه وقت جناب آقاي يزدي در پايان كار رياست جمهوري اينجانب، در عمل به اصل 142 قانون اساسي رسماً اعلام پاكي و منزّه بودن خانواده رئيس‌جمهور و حتي كم‌شدن دارايي‌ها در دوران مسئوليت را نمودند، ولي تكرار اتهام تكرار جواب را مي‌طلبد.

مع‌الاسف، اين دو پيشنهاد خيرخواهانه عملاً پذيرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سكوت‌شان ديدند و بي‌شك جامعه و بخصوص نسل جوان نيازمند اطلاع از حقيقت است. حقيقتي كه با اعتبار نظام و همدلي ملت ارتباط جدّي دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛اقدام به نوشتن چنين نامه اي نمي كردم.

معتقدم جناب‌عالي بخوبي مي‌دانيد كه اينجانب و بسياري از بزرگان تأثيرگذار انقلاب و حتي خود جناب‌عالي از دوران مبارزه و سالهاي اول انقلاب و در تعدادي از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالي و ضدانقلاب بوده‌ايم و هميشه صبورانه تهمت‌ها و اهانت‌ها را پشت سر گذاشته‌ايم و در دور جديد تهمت‌ها و هجمه‌ها هم از حدود پنج سال پيش تاكنون دندان روي جگر دارم و بخاطر خداوند و مصالح انقلاب و كشور اندوه خويش را مكتوم مي‌د‌ارم و از اين جهت هم مورد گلايه بسياري از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار مي‌گيرم ومهم اين است كه اينبار اين تهمت‌ها توسط رئيس جمهور و در رسانه ملي مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حق‌كشي‌هاي ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختيار مردم و تاريخ قرار خواهد گرفت،

تاريخ گواه است كه اكثريت مردم متعهد و انقلابيمان كمتر تحت تأثير خلاف‌گويي‌ها قرار مي‌گيرند و دليل آن آراء افتخارآميز مردم به اينجانب در آخرين انتخابات مجلس خبرگان رهبري است و نيز خوب مي‌دانيد كه در جريان انتخابات جاري، تاكنون به خاطر مسئوليت‌هاي رسمي ام در رسانه هامطلبي به نفع يا ضرر افراد و جريانهاي درگير در انتخابات نگفته‌ام و در موراد ضروري به كلياتي مبتني بر حضور حداكثري مردم در پاي صندوق‌ها و سلامت انتخابات اكتفا كرده‌ام و رسماً گفته‌ام برنامه شركت در انتخابات ندارم.

چهار نامزد موجود براي آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سياست اينجانب از من نظر نخواسته‌اند و بعد از نامزدي هم از اينجانب درخواست حمايت نكرده‌اند و اگر هم در جلساتي بهم رسيده باشيم، چيزي جز همان كليات فوق‌الذكر را از من نشنيده‌اند و اگر حزب يا گروهي در مورد جهت‌گيري در انتخابات نظر خواسته‌اند، گفته‌ام براساس آيين‌نامه خود عمل كنند و حقيقتاً آنها با تصميم‌خودشان و همكارانشان در صحنه‌اند و عمل مي‌كنند و انصافاً تهمت دست‌نشانده بودن آنان ستم و بي‌حرمتي غيرقابل توجيه است.

بجاست كه به اين حقيقت هم توجه شود كه احتمالاً عوامل دولت از نظر اينجانب مطلعند كه من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و كشور نمي‌دانم و خود جناب‌عالي هم از اين نظر من مطلعيد و دلايل آن را هم مي‌دانيد. ولي اين نظر را رسانه‌‌اي نكرده‌ام و خود عوامل دولت در اين مورد بزرگنمايي كرده‌اند كه هدف بزرگنمايي در آن مناظره روشن شد.

با اينهمه بر فرض اينكه اينجانب صبورانه به مشي گذشته ادامه دهم، بي‌شك بخشي از مردم و احزاب و جريانها اين وضع را بيش از اين بر نمي‌تابند و آتش‌فشانهايي كه از درون سينه‌هاي سوزان تغذيه مي‌شوند، در جامعه شكل خواهد گرفت كه نمونه‌هاي آن را در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها، خيابانها و دانشگاه‌ها مشاهده مي‌كنيم.

اگر نظام نخواهد يا نتواند با پديده‌هاي زشت و گناه‌آلودي مثل تهمت‌ها، دروغ‌ها و خلاف‌گويي‌هاي مطرح شده در آن مناظره برخورد كند و اگر مسئولان اجراي قانون نخواهند و يا نتوانند به تخلّف‌هاي صريح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد كه فقط بعد از اثبات تخلّف در دادگاه قابل اعلان است، رسيدگي كنند و اگر فردي در موقعيت رياست جمهوري بدون مراعات ‌شأن منصب مقدسش خود را مجاز به ارتكاب چنين گناهان كبيره و اخلاق‌شكن عليرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه مي‌توانيم خود را از پيروان نظام مقدس اسلامي بدانيم؟

رهبري معظم انقلاب؛

اكنون كه امام راحل (ره) آن پير فرزانه و حلّال مشكلات و ملجاء همه و يار صبور و ديرينه هر دوي ما آيت‌الله شهيد مظلوم دكتر بهشتي و بسياري از همسنگران قديم كه يا به فيض عظماي شهادت رسيدند و يا به ديار باقي شتافتند ؛ در بين ما حضور ندارند، شما مانده‌ايد و من و معدودي از ياران و همفكران قديم. از جناب‌عالي با توجه به مقام و مسئوليت و شخصيتتان انتظار است براي حل اين مشكل و براي رفع فتنه‌هاي خطرناك و خاموش كردن آتشي كه هم اكنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه كه صلاح مي‌دانيد اقدام مؤثري بنماييد و مانع شعله‌ورتر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد.

لذا در فرصت باقي‌مانده ضروري به نظر مي‌رسد خواسته حق حضرت‌عالي و مردم در خصوص انجام انتخاباتي سالم و پرابهت و حداكثري تحقق يابد. كاري كه مي‌تواند عامل نجات كشور از خطر و باعث تحكيم وحدت ملي و اعتماد عمومي باشد و فتنه‌گران نتوانند با حدس و گمان نصّ پيامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحريف كنند و با ناديده گرفتن قانون، بنزين بر آتش‌افروخته بريزند.

سرچشمه شايد گرفتن به بيل چوپر شد نشايد گرفتن به پيل

دوست، همراه، و هم سنگر ديروز، امروز و فردايتان

اكبر هاشمي رفسنجاني
نوشته شده توسط sorena در 14:36 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 28 خرداد1388

 

شعر بي نام

بر سينه ات نشست
زخم عميق و كاري دشمن

اما
و ايستاده نيفتادي
اين رسم توست كه ايستاده بميري
در تو ترانه هاي خنجر و خون
در تو پرندگان مهاجر
در تو سرود فتح
اين گونه
چشم هاي تو روشن
 هرگز نبوده است
با خون تو
ميدان توپخانه
در خشم خلق
بيدار مي شود
مردم
زان سوي توپخانه
بدين سوي سرزير مي كنند
نان و گرسنگي
به تساوي تقسيم مي شود
اي سرو ايستاده
اين مرگ توست كه مي سازد
دشمن ديوار مي كشد
اين عابران خوب و ستم بر
نام ترا
اين عابران ژنده نمي دانند
و اين دريغ هست اما
روزي كه خلق بداند
هر قطره قطره خون تو
محراب مي شود
اين خلق
نام بزرگ ترا
در هر سرود ميهني اش
آواز مي دهد
نام تو ، پرچم ايران
خزر
به نام تو زنده است

 

خسرو گلسرخی

نوشته شده توسط sorena در 23:44 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 28 خرداد1388

تو

تن تو كوه دماوند است
با غرورش تا عرش
 دشنه ي دژخيمان نتواند هرگز
ماري افتد از پشت
 تن تو دنياي از چشم است
تن تو جنگل بيداري هاست
هم چنان پابرجا
 كه قيامت
 ندارد قدرت
 خواب را خاك كند در چشمت
تن تو آن حرف ناياب است
كز زبان يعقوب
پسر جنگل عياري ها
در مصاف نان و تيغه ي شمشير
 ميان سبز
 خيمه مي بست براي شفق فرداها
 تن تو يك شهر شمع آجين
كه گل زخمش
نه كه شادي بخش دست آن همسايه است
 كه براي پسرش جشني برپا دارد
 گل زخم تو
 ويران گر اين شادي هاست
 تن تو سلسله ي البرز است
 اولين برف سال
بر دو كوه پلكت
خواب يك رود ويران گر را مي بيند
 در بهار هر سال
دشنه ي دژخيمان نتواند هرگز
 كاري افتد از پشت
 تن تو
 دنيايي از چشم است

 

خسرو گلسرخی

نوشته شده توسط sorena در 23:40 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 28 خرداد1388

شعر پیوستن

 

 تساوي

معلم پاي تخته داد مي زد
 صورتش از خشم گلگون بود
 و دستانش به زير پوششي از گردپنهان بود
ولي ‌آخر كلاسي ها
لواشك بين خود تقسيم مي كردند
وان يكي در گوشه اي ديگر جوانان را ورق مي زد
براي آنكه بي خود هاي و هو مي كرد و با آن شور بي پايان
تساوي هاي جبري رانشان مي داد
خطي خوانا به روي تخته اي كز ظلمتي تاريك
غمگين بود
تساوي را چنين بنوشت
يك با يك برابر هست
 از ميان جمع شاگردان يكي برخاست
هميشه يك نفر بايد به پا خيزد
به آرامي سخن سر داد
تساوي اشتباهي فاحش و محض است
معلم
مات بر جا ماند
و او پرسيد
گر يك فرد انسان واحد يك بود آيا باز
يك با يك برابر بود
 سكوت مدهوشي بود و سئوالي سخت
معلم خشمگين فرياد زد
آري برابر بود
و او با پوزخندي گفت
اگر يك فرد انسان واحد يك بود
آن كه زور و زر به دامن داشت بالا بود
وانكه قلبي پاك و دستي فاقد زر داشت
پايين بود
اگر يك فرد انسان واحد يك بود
آن كه صورت نقره گون
چون قرص مه مي داشت
بالا بود
وان سيه چرده كه مي ناليد
پايين بود
اگريك فرد انسان واحد يك بود
اين تساوي زير و رو مي شد
حال مي پرسم يك اگر با يك برابر بود
نان و مال مفت خواران
از كجا آماده مي گرديد
يا چه كس ديوار چين ها را بنا مي كرد ؟
يك اگر با يك برابر بود
پس كه پشتش زير بار فقر خم مي شد ؟
 يا كه زير صربت شلاق له مي گشت ؟
يك اگر با يك برابر بود
پس چه كس آزادگان را در قفس مي كرد ؟
معلم ناله آسا گفت
بچه ها در جزوه هاي خويش بنويسيد
 يك با يك برابر نيست

خسرو گلسرخی

نوشته شده توسط sorena در 23:36 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 28 خرداد1388

آزادییییییییییییییییییییییییییییییی

صبح

دگر صبح است و پايان شب تار است
دگر صبح است و بيداري سزاوار است
دگر خورشيد از پشت بلندي ها نمودار است
دگر صبح است
دگر از سوز و سرماي شب تاريك ، تن هامان نمي لرزد
دگر افسرده طفل پابرهنه ، از زبان ما در شب ها نمي ترسد
 دگر شمع اميد ما چو خورشيدي نمايان است
دگر صبح است
 كنون شب زنده داران صبح گرديده
نخوابيد ، جنگ در پيش است
 كنون اي رهروان حق ، شب تاريك معدوم است
سفيدي حاكم و در دادگاهش هر سياهي خرد و محكوم است
 كنون بايد كه برخيزيم و خون دشمنان تا پاي جان ريزيم
دگر وقت قيام است و قيامي بر عليه دشمنان است
 سزاي حق كشان در چوبه ي دار است
و ما بايد كه برخيزيم
دگر صبح است
چنان كاوه درفش كاوياني را به روي دوش اندازيم
جهان ظلم را از ريشه سوزانده ، جهان ديگري سازيم
دگر صبح است
دگر صبح است و مردم را كنون برخاستن شايد
نهال دشمنان را تيغ ها بايد
كه از بن بشكند ، نابودشان سازد
اگر گرگي نظر دارد كه ميشي را بيازارد
قوي چوپان ببايد نيش او ببندد
اگر غفلت كند او خود گنه كار است
دگر صبح است
دگر هر شخص بيكاري در اين دنياي ما خوار است
و اين افسردگي ، ناراحتي ، عار است
دگر صبح است و ما بايد برافروزيم آتش را
بسوزانيم دشمن را
كه شايد همره دودش رود بر آسمان شيطان
و يا همراه بادي او شود دور از زمين ها
دگر صح است
دگر روز تبه كاران به مثل نيمه شب تار است

 

خسرو گلسرخی

نوشته شده توسط sorena در 23:34 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 21 خرداد1388

پنجاه کتاب جدید برای دانلود - سری نخست

پنجاه کتاب جدید برای دانلود - سری دوم

نوشته شده توسط sorena در 18:35 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 13 خرداد1388

منجلاب انسانها

شبی نسشتم زیر نور ماه

همدمم وک بود٬ جیرجیرک و جغد ویرانه ها

تار نمای زندگیم را ورق زدم

ولی افسوس همه بودند سیاه سیاه

شفق٬ عزم جزم به میان زندگی رفتم

تا بجویم راز پنهان انسانیت را

بالاخره گشودم بند از پای عقل خویش

یافتم هر آنچه آشکار و پنهان را

دروغ و دزدی زور و صلابه

بودند زیر و بم کل حقیقتها

همدمم شدند خون و هیولاها

غرق شدم در منجلاب انسانها

بازگشتم سوی دوستان قدیم

با شوق یافتن حقیقتها

پشت کردند به من در شبی بی ماه

چونکه من داشتم بوی ((منجلاب انسانها))

                                      ( ح . ا . ش )

نوشته شده توسط sorena در 16:12 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 13 خرداد1388

نسل آینده.....

درون ما را چه پوچ گرداندند

و فکر ما را پر از هیولاها

قلب ما را بدون احساس و

مغز ما را فنا و بی افکار

زندگی را ادامه خواهیم داد

با همه پوچی و خلأهایش

عشق را زنده خواهیم کرد

در میان بلوا و هیاهوها

زندگی پیچ و خم دارد اما ما

هموار میکنیم این راه را

با نسل و نسلهای آینده

دست و مشتهای توانامان

نسل (( روشنی )) رسد از راه

از میان سایه های تاریکی

سایه دیگر توان کجا دارد

روبروی جسم و جان بیداران

آب و خاک و عرق ما باقیست

با وجود شما دد و دیوان

شاد و پیروز و سر بلند میمانیم

تا فتح کنیم یک به یک افقها را

                                        ( ح . ا . ش )

نوشته شده توسط sorena در 15:54 |  لینک ثابت   • 

شنبه 5 اردیبهشت1388

تقویم ایرانی

 

اینم تقویم کاملا ایرانی برای ایرانیان پاک

تقویم ایرانی را از اینجا بگیرید.

نوشته شده توسط sorena در 9:44 |  لینک ثابت   • 

جمعه 28 فروردین1388

فول آلبوم شاهین نجفی

روی آهنگ راست کلیک و گزینه save target as را انتخاب کنید


 

 

11.      

به خواست شاهین حذف شد(فاصله دریا)
12. چیز
نوشته شده توسط sorena در 22:55 |  لینک ثابت   •